السيد محمد حسين الطهراني
237
امام شناسى (فارسى)
مردم از نقطه نظر ظاهر و باطن در راه مستقيم آنها را حركت دهد ، سوّم آنكه خود گرفتار ظلم به نفس و معصيت نباشد و اين معانى را از دو جمله « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ » « 1 » استفاده كرديم و نيز از ذيل آيه شريفه راجع به حضرت ابراهيم كه تقاضاى آنرا براى ذريّه مىكند ، استفاده مىشود كه امامت به ستمگر و ظالم نمىرسد ؛ چون ظالم در آيه ، مطلق آمده است : « لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ » « 2 » يعنى عهد من به كسانىكه ظلم كرده باشند گرچه آن ظلم مختصر باشد نمىرسد ؛ و بر عكس به كسانىكه به نحو مطلق ظالم نباشند خواهد رسيد و اين عين عصمت است . امام كسى است كه در تمام طول عمر خود گناه نكرده باشد ، و كسى كه گناه كوچكى گرچه در بعض احيان از او سر زده باشد ، يا ظلم و شركى از او بروز كرده باشد ، گرچه بعداً توبه نموده باشد ، و اثر گناه از بين رفته باشد امام نخواهد بود . حضرت علامه طباطبائى مُدَّ ظِلّهُ العالى در تفسير اين آيه شريفه فرمايد : از بعضى از استادان ما راجع به دلالت اين آيه شريفه بر عصمت امام چون سؤال شد ، در جواب چنين فرمود : كه مردم به حسب تقسيم عقلى از چهار دسته خارج نيستند : اوّل كسانىكه در جميع طول عمر ظالم باشند . دوّم كسانى كه در تمام طول عمر خود پاك و منزّه از گناه بوده ، و لحظهاى ظلم نكرده باشند . سوّم كسانىكه در اول عمر خود ظالم بوده ، و در آخر عمر خود توبه نموده ، و هدايت خدا به او رسيده باشد . چهارم به عكس ، كسانى كه در اوّل عمر پاك و بىگناه بوده ، ولى در آخر عمر خود مبتلاى به معصيّت و گناه شدهاند . حضرت ابراهيم شأنش أجلّ از آناستكه از خداوند سؤال كند كه امامت را در قسم اوّل و چهارم قرار دهد ، و هيچگاه چنين پيشنهادى از آن حضرت ديده نمىشود كه براى كسى كه در تمام مدّت عمر يا در آخر آن دچار معصيت است .
--> ( 1 ) سوره انبياء 21 - آيه 73 ( 2 ) سوره بقره : 2 - آيه 124